کد خبر : 208128
تاریخ انتشار : چهارشنبه 8 فروردین 1403 - 19:15

ماتیاس اسکونارتس بازیگر فیلم «رژیم» درباره فیلمبرداری آن صحنه انفجاری با کیت وینسلت می‌گوید

ماتیاس اسکونارتس بازیگر فیلم «رژیم» درباره فیلمبرداری آن صحنه انفجاری با کیت وینسلت می‌گوید

  به گزارش دانلود فیلم و به نقل از برخورد دهنده سریال شش قسمتی «رژیم» از سازنده/نمایشگر، ویل تریسی، زندگی قصر النا ورنهام صدراعظم (کیت وینسلت) را در حالی که به طور فزاینده‌ای نسبت به وضعیت حکومت استبدادی خود پارانوئید می‌شود، بررسی می‌کند. یک هیپوکندریاک که به طور منظم با جسد پدرش در مقبره زیرزمینش

 

به گزارش دانلود فیلم و به نقل از برخورد دهنده سریال شش قسمتی «رژیم» از سازنده/نمایشگر، ویل تریسی، زندگی قصر النا ورنهام صدراعظم (کیت وینسلت) را در حالی که به طور فزاینده‌ای نسبت به وضعیت حکومت استبدادی خود پارانوئید می‌شود، بررسی می‌کند. یک هیپوکندریاک که به طور منظم با جسد پدرش در مقبره زیرزمینش صحبت می کند، مشت آهنین بیرونی الینا فضای داخلی بسیار ناامنی را پنهان می کند. وقتی النا یک فرد معتمد بعید را در هربرت زوبک (ماتیاس شوئنارتز) پیدا می کند، او را تشویق می کند تا قدرت خود را گسترش دهد، که در نهایت تهدید می کند کشور اروپای مرکزی را که او قول داده بود گرد هم آورد.

به عنوان یک سرباز، زوبک به دلیل بی رحمی خود شناخته شده بود، که او در حالی که درجات بالاتر را از خدمتکار به مشاور اصلی و در نهایت به معشوق می رساند، به کاخ می آورد. زوبک که با شیاطین خود مبارزه می کند، النا را مجبور می کند تا بر شیاطین او غلبه کند و آنها با هم ترکیبی فرار هستند، نه تنها برای همه اطرافیان، بلکه برای یکدیگر.

 

در طول این مصاحبه با Collider، Schoenaerts در مورد غنای داستان سرایی رژیم، فهمیدن لحن پیچیده، میزان پوچ بودن در صفحات فیلمنامه، همکاری با وینسلت در یک لحظه خاص خشونت آمیز بین شخصیت های آنها صحبت کرد، و چگونه طراح صحنه و لباس واقعا به آنها در طراحی شخصیت هایشان کمک کرد.

 

وقتی نوبت به «رژیم» رسید، همه لایه‌ها در فیلمنامه قرار گرفتند

Collider: با همه چیزهایی که در این مجموعه می گذرد، به راحتی می توان فهمید که چرا انجام چنین کاری بسیار سرگرم کننده بود.

ماتیاس شونارتس: کاملاً. وسعت و غنای چیزی که ویل تریسی برای بازی کردن ما خلق کرد، و تضاد همه چیز و همه چیز در این بین، فوق العاده بود. و سپس، رفتن به آن با افراد بسیار با استعداد در هر بخش، پشت دوربین و جلوی دوربین و همه چیز، چیزی است که واقعاً باید از آن خوشحال بود. من شش قسمت را دیدم، تازه است، اورجینال است، DNA خودش را دارد، سرعت دارد، شما را روی لبه صندلیتان نگه می دارد، خنده دار است، تاریک است، ناراحت کننده است، دلخراش است، و این فقط ترک می خورد آن نبض و آن ضربان قلب را دارد و هرگز نمی‌دانی قرار است به کجا برسد. و سپس، کارگردانی هنری و فیلمبرداری وجود دارد. می تونم همچنان ادامه بدم. اون بالا هست من بسیار خوشحالم که بخشی از آن بودم، مطمئناً.

 

وقتی این اسکریپت ها به سراغ شما آمد، آیا واقعاً همیشه واضح بود که لحن صفحه چه خواهد بود؟ به نظر می رسد که این یک چیز دشوار است، و این سریال این کار را تا آخر انجام می دهد.

 

SCHOENAERTS: بله، این یک خط بسیار نازک است. من هرگز کلمه طنز را نشنیده بودم. ما هرگز در مورد آن صحبت نکردیم یا به آن برچسب زدیم زیرا وقتی به آن برچسب می زنید، ناخودآگاه همه را به گونه ای تحت تاثیر قرار می دهد که ممکن است روی رویکرد شما تأثیر بگذارد، بنابراین هرگز به آن اشاره نکردیم. اما این در DNA نوشته است و تنها کاری که ما به‌عنوان بازیگر می‌توانیم انجام دهیم این است که به نوشته‌ها جان بدهیم، به نوشته‌ها بافت و رنگ ببخشیم و در خدمت نوشته باشیم، همانطور که نوشته در خدمت ماست. اما ما مجبور نبودیم کار نوشتن را انجام دهیم. نوشته ذاتا پوچ است. ما مجبور بودیم با آن کار کنیم، اما در حال حاضر این کار را برای ما انجام می دهد. ما باید در مورد آن جدی می بودیم.

 

به ماتیاس شوئنارتز و کیت وینسلت برای بازی در «رژیم» آزادی داده شد.

وقتی نوبت به برخی از لحظات پوچ‌تر می‌رسید، آیا آن را به روش‌های مختلف بازی می‌کردید تا بتوانند تعیین کنند که چه چیزی بهترین کار را انجام می‌دهد یا همیشه بسیار واضح بود؟

شونارتز: ما همیشه با استفن [فریرز] و جسیکا [هابز] و ویل در گفتگو بودیم. این یک تلاش تیمی بود، اما آنها واقعاً به ما فرصت دادند تا چیزهایی را ایجاد کنیم و به آنها برسیم. کیت همچنین کسی است که دوست دارد زندگی را به لحظه لحظه ی خود بیاورد. مثل این بود، “خوب، بیایید آن را از این زاویه امتحان کنیم.” از آنجایی که راه‌های زیادی برای حضور در یک صحنه وجود دارد، آنها می‌گویند: «بیایید این را امتحان کنیم. بیایید آن را امتحان کنیم. اگر بد است، دوباره این کار را انجام دهیم.» اما پس از آن، البته، زمانی که نوشته آنقدر خوب است، شما را راهنمایی می کند، و به شما می گوید که به کدام سمت بروید. به شما نمی گوید که چگونه به آنجا بروید، اما به شما می گوید که این طور است. شما متوجه می شوید که چگونه به آنجا برسید، اما حداقل به دنبال جایی نیستید که بروید. شما می دانید کجا باید بروید و اکنون می توانید سرگرم کننده ترین راه را برای رسیدن به آنجا پیدا کنید. و کیت، و همچنین تمام بازیگران دیگر، واقعاً شرکای عالی در کشف آن و درهم ریختن آن و بازی با آن هستند.

 

من نمی توانم به اندازه کافی بر درخشندگی نوشته ویل تأکید کنم. بسیاری از آن قبلا در صفحه بود. ما به‌عنوان بازیگر، آن را تقویت می‌کنیم، اما فقط می‌توانیم آنچه در صفحه است و آنچه به ما داده می‌شود، تقویت کنیم. ما ایده ها را می آوریم، اما در حال حاضر در صفحه است. حتی در زبان شناسی، همه شخصیت ها زبان متفاوتی دارند. اگرچه همه آنها انگلیسی صحبت می کنند، اما واقعاً نحو متفاوتی دارند و دیدن یا خواندن آن در یک فیلمنامه معمول نیست. فقط با خواندن صفحات، می‌توانستید ویژگی‌های متفاوت شخصیت‌ها را از طریق نحوه بیان حرف‌ها و افکارشان احساس کنید. این فوق العاده است. این نوشتن درسته

 

همچنین کمک می کند که بازیگران واقعاً آن را پذیرفتند و آن را دنبال کردند.

 

شونارتز: ما مدام در مورد پوچی صحبت می کنیم که گویی به چیزی اشاره می کنیم که لزوماً واقع بینانه نیست. اما همه بازیگران درگیر و تیم خلاق می‌دانستند که پوچی در واقع بسیار به زندگی نزدیک‌تر است. مردم دیوانه هستند. ما همه جا هستیم این نوع پوچی در واقع به واقعیت بسیار نزدیکتر است.

 

این مردی است که آشکارا درد زیادی در درون خود دارد و به جای اینکه راهی برای مقابله با آن داشته باشد، به نظر می رسد که به خشم تبدیل می شود. داشتن آن خشونت درونی و فهمیدن اینکه چقدر باید نشان داد و رها کرد، و چه زمانی باید او را مهار کرد و آن را نگه داشت، چگونه بود؟

 

شونارتز: خشونت نتیجه دردی است که بر او وارد شده است. ناشى از ظلمى است که لااقل در قوانین اخلاقى او بر او وارد شده است، به گونه اى که اعمال او را نسبت به خودش توجیه مى کند. او نه تنها خشن است، بلکه کسی است که برای مدت طولانی در تاریکی بوده است و تاریکی او را مانند یک انگل خورد و او تبدیل به تاریکی شد. و ناگهان، از هیچ جا، این شکاف در تاریکی ایجاد می شود که امکان رستگاری را باز می کند و در نهایت به زندگی او معنا می بخشد و به او احساس ماموریت می دهد و امیدواریم بالاخره بتواند کار خوبی انجام دهد. در زندگی. از غیرمنتظره ترین مکان می آید. به او این موقعیت داده شده است و من واقعاً معتقدم که نیت اخلاقی و عاطفی او واقعاً خالص است. او واقعاً می‌خواهد کار خوبی انجام دهد، و به دنبال آن خواهد رفت.

 

کیت وینسلت و ماتیاس شونارتز از رژیم در آن لحظه خشونت آمیز با یکدیگر همکاری کردند

لحظه ای وجود دارد که شخصیت کیت وینسلت آنقدر شخصیت شما را هل می دهد که گردن او را می گیرد. تماشای آن دشوار است زیرا احساس می‌کند که بسیار تنش دارد و آثار قرمز روی گردن او باقی می‌گذارد. شلیک کردن چطور بود؟ آیا قبل از فیلمبرداری آن صحبت های زیادی در مورد آن داشتید؟

شونارتز: هر دو هیجان زده بودیم زیرا این یک لحظه مهم است. این رابطه آنها را به دنده دیگری تغییر می دهد و دوباره آن را معکوس می کند. ما از کیفیت روایی آن لحظه هیجان زده بودیم. و سپس، شما آن را از زوایای مختلف می‌گیرید، بنابراین به این معناست که او واقعاً صدمه نبیند. اما کیت می‌گفت: «اوه، برو!» البته من به دنبال آن رفتم، اما با ظرافت و ملایمت و باز هم واقعاً او را آزار ندادم. شما باید راهی پیدا کنید که از نظر فیزیکی انفجاری باشید، بدون اینکه به کسی صدمه بزنید، گردن را بگیرید، و این کار آسانی نیست. در یکی از اولین عکس‌ها، من در واقع علائم قرمزی به جا گذاشتم و آرایش باید وارد عمل می‌شد. لعنتی!» او این را احساس کرد و دید که من خودداری می‌کنم یا سعی می‌کنم راهی برای دور زدنش پیدا کنم، و گفت: «متیاس، نگران نباش. ما اینجا آرایش داریم مرا نکش، اما برو.» او متوجه شد که چیزهایی در سر من اتفاق می افتد که مرا از صحنه خارج می کند زیرا این نگرانی را داشتم و او می گفت: “نه، نه، فقط برو.” و من اینطور گفتم: “من این زن را دوست دارم.” افراد زیادی نیستند که این کار را انجام دهند. و من اینطور گفتم: “متشکرم.” من آن را دوست داشتم.

 

حدود نیمی از این سریال شما لباس نظامی می پوشید. این نوع کمد لباس چگونه روی چیزها تأثیر می گذارد؟ آیا خودتان را متفاوت نگه می دارید؟

 

شونارتز: اوه، آره. این نشان دهنده درخشش کنسولاتا بویل است. او لباس طراحی نمی کند، او شخصیت ها را طراحی می کند. من آن را اینگونه تفسیر می کنم، زیرا او بسیار دقیق و دقیق است. وقتی آنچه را که او به شما می‌دهد می‌پوشید و در آینه نگاه می‌کنید، فوراً بر نحوه نگه داشتن خود و نحوه حرکت شما تأثیر می‌گذارد. او کارهای زیادی را برای شما انجام می دهد و این کار را برای شما آسان تر می کند زیرا دیگر لازم نیست به آن فکر کنید.  

 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 5 در انتظار بررسی : 5 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

بهترین نمونه رپورتاژ آگهی موجود در ایران

مایکروسافت  شیائومی  سامسونگ  گوشی  مارک  اینتل  گواهینامه  قرمز  گورمن  تبلت  آیفون  طراحی  لایکا  تایوان  یوتیوب  دوربین  اندروید  تاشو  چین  گلکسی  پیکسل  ساعت  ای‌بی  هوشمند  سطح  جدید  شرکت  معرفی  تجاری  طرح